سلام چهل وششم

بان‌ کی‌مون دبیرکل سازمان ملل از مقام‌های ایران خواست که به «آزار و اذیت» شیرین عبادی پایان دهند.

آقای کی‌مون امروز صبح به‌ وقت نیویورک با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد که «به شدت نگران گزارش‌ها در مورد شیرین عبادی، وکیل ایرانی، مدافع حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل» است.

....

وکمی آنطرفتر ای وجدان بیدار !

ای مدافع حقوق بشر !ای دلسوز بشریت !

ای تقسیم کننده ی جایزه های صلح ومحبت ودوستی نوبل !

ای کمباین اهدا دموکراسی به قیمت جان!

وصد البته!! ای نان به نرخ روز خور!

دفترکار که نه!دفتر زندگی !آری درست شنیدی !

دفترزندگی !کسانی، لحظه به لحظه بسته میشود که هنوز چند صفحه بیشتر درآن نگاشته نشده

است!

آری مثل آنروز که دفتر زندگی برادران وخواهران من بسته شد وتوهیچ نگفتی !!

اما امروز تو چقدر به یاد ایران من افتاده ای!ای دایه ی مهربانتر از مادر!!!

باور کن جان برادران وخواهران به خون خفته ی من هم شیرین بود

وعبادی  بودند کم نظیر!

امروز به لطف تو آنها نیستند! وعجیب است اعتراضی هم ندارند!

چراکه؛ عند ربهم یرزقونند

ولی سیاهی و نکبت  آنروزت عجیب "میکاپت" را بهم ریخته!

.

.

اینها چه؟امروز کجایی؟

اینهاهم شیرینند واتفاقا عبادی !

اینها هم وکیلند! اماوکیلی که حق الوکاله اش جان اوست که از او می ستانند !

همچون سرزمینش!

آری سرزمینش!تعجب نکن اینجا ملک اوست !

ملک آبا واجدادیش!که با بی غیرتی موکلانش، امروز او وکیل اجباری اش شده!

وکیل پرونده ای که نه راه پس دارد ونه را ه پیش!

..

کمی به  وکیلستان بشریت نزدیک می شوم!

چندملت که نه!دولت سرای کاملامسلمان!می بینم

.

وانگار شمشیر وخنجر طلا ونقره کوبی که بر شال زرینتان حمایل کرده اید !

در کنار شامپاین های سرو شده ،مزه ی همان قرآن وسنتتان راگرفته!

ای اعراب(دقت کن فرق است میان عرب واعراب!) جاهلیت مدرن!

.

ومن عجم!(آری همو که با دشمنت اشتباه گرفتی اش!) باید فریاد بی

غیرتی ات را هر ساله که نه !هر ماه وهر روز سر دهم وبسوزم

.

.

وچه خوش گفت لبان خشکیده اش:

«الناس عبید الدنیا

و الدین لعق علی السنتهم

یحوطونه مادرت معایشهم

فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون‏»


مردم، بندگان دنیا هستند
و دین را همانند چیزى که طعم و مزه داشته باشد، مى‏انگارند
 و تا مزه آن را بر زبان خود احساس مى‏کنند آن را نگاه مى‏دارند
و هنگامى که بناى آزمایش باشد، تعداد دینداران اندک مى‏شود.
...
..
.
/ 1 نظر / 2 بازدید
حسین

دوست دارم به سلام چهل و پنجمتون علیک بگم... منم میگم از خدا بترس... بترس تا بزرگت کنه... بترس تا یه چیزی هم از تو بخواد... بترس چون خودش گفته... بعدشم گفته حرفمو گوش بده... بترس تا هر چیزی سر جای خودش قرار بگیره... [گل]