پنبه وآتش

          سلام

                 
                           سیصد و سی و چهارم

 

 



من سفیدی پنبه را،

لطافتش را دوست دارم!

من گرمای آتش را نیز دوست دارم!

اما

می دانم

پنبه را با آتش سنخیتی نیست

حداقل اینست که سیاه می شود

و چنین پنبه ای نه لباس تن می شود

ونه جلوه ی جان!

وقتی هم سوخت بدجوری بو می دهد!

به این راحتی هم خاموش نمی شود!

راستی!

من بینایی ام را دوست دارم

من دوست ندارم هیچکس کور شود

چه  طلبه ی جوان

وچه چشمان قشنگی که  پشت عینک دودی قشنگ تری پنهان شده اند.

همانی که نمی گذارددیگران بفهمند صاحب عینک کجا را دید می زند!

احتمالا آن طلبه ی جوان هم چشمانش را دوست داشت!

نمی دانم وقتی نیروی انتظامی اعلام کرد درآن حین،

معمم نبوده

طرف متجاوزین را گرفته بود یا طلبه را!

آهان!

منظورش این بودکه ایشان قصد توهین به روحانیت معظم را نداشته اند!!!

روحانیت (یون)خیالش راحت باش

این بچه طلبه هم تقصیر خودش بود

طلبه باید فکر یون  و یت باشد

تورا چکار به ناموس پرستی!

شاید هم طرف دخترراگرفته اند

دختری که کسی نگفت

روی تنش چه تابلویی نصب کرده بود...

.

.

شنیده ام احساسات عده ای در اصفهان جریحه دار شده است!

آری احساس علی (ع)هم جریجه دار شد

او از کشیدن خلخال از زن نامسلمان هم ناراحت بود

می گفت اگر دق کنی وبمیری جا دارد!

می گویند اتفاقا چندتایشان هم نامسلمان بوده اند!

من هم دوست دارم دق کنم

از قومی که علاقه خاصی به سوزاندن پنبه ها دارد!

فکرمی کند اگر باغ پنبه بسوزد

صندلی خالی پر می شود!

بگذار لایحه ی عفاف

در کوچه های بن بست سیاست خاک بخورد!

تاریخ مصرف برخی حرف ها گذشته

وگرنه می گفتم چه کسی فهماند که

" می شود از سوختن  پنبه هالذت برد!!  "

شنیدن کی بود مانند دیدن

اندکی صبر

نه صبرهم لازم نیست

دره های بالا شهرتهران

صدها باغ خمینی شهررا در دلش پنهان کرده

وشاید

کمی اینطرف تر

کمی هم آنطرف تر!

تا چه رسد به کاشمر!

 تفاوت اهالی روستای کاشمر

که صدایشان درآمده

با ما شهری های متمدن،

نان حلال سفره شان است!

وچشم هایی که فقط ناموسش را دیده است!

او وام (ربای)بانکی 32درصد نگرفته!

واژه  پاداش همان چیزی است که قرار است روز قیامت به او بدهند!

نه پول یامفت بیت المال!

شاید هم بیت الحال!

تفاوت دیگر

کلان شهربا دهات اینست

 مردم به حریم خصوصی همدیگر

محترمانه تر

با کلاس تر

وبا قواعدی تعریف شده وارد می شوند!

درست مثل پو ر ن استار ها!

البته پولش راهم می دهند!

گاهی هم فوتبالیست و بازیگر راهم دعوت می کنند

آخر این چهره ها خیلی فرهنگی اند!


.

.

اینجا یعنی همین تهران وحومه

حومه ای به گستردگی جایی که می شود دیش رابه مبلغ نازل خرید

هرنسخه ای که دربشقاب گدایی ماهواره شان می گذارند

در اولین فرصت درمنزل وخیابان تمرین می کنند

درست مثل تقلید میمون!

رویش هم می نویسند

As you see in TV

یادت هست گفتم از دیدن میمون افسردگی می گیرم!

انگا رمیمون را خدا خلق کرده تا برخی ازما راضایع کند!

آقای حیدری دلت خوش است ها!

ملت همه چیزشان را در فیس بوک دردایره ریخته اند

بگذار خوش باشیم

فعلا از فرهنگ برهنگی

از برهنگی فرهنگی باید  لذت برد!

ازبشقاب گدایی سربام!

ازکاسه گدایی چشم!

ازطاقاربزرگ حرص وطمع!

از سفره های گرسنه ی حرام!

از محیط های مختلط!

اصلا درمحیط مختلط است که باید بتوانی

پنبه را دردل آتش سفید حفظ کنی!

می دانی چقدر خویشتنداری می خواهد!

اصلا می دانی چنین دانشجویی چقدر چشم ودلش پاک می شود!

می دانی چقدر در لابلای این همه مبارزه با نفس اماره

چقدر فرصت تمرینات کلاسی فراهم می شود

دانشجو آب دیده می شود

آنوقت تا یک دختر(پسر)خوشگل(تر) دید

هوس ازدواج دانشجویی به سرش نمی زند

چون حتما دست بالای دست بسیار است

واین است

یک انتخاب دموکراتیک!

.

.

همه ی رسانه ها

خبر پنبه های سوخته را با آب وتاب نقل می کنند

شاید در دل برخی هم قند آب می شود!

این را تعداد کلیک ها ی چند دقیقه اول می گویند

اما کسی نمی پرسد:

عامل تحریک متجاوزان چه بود

حجاب وعفت؟

یا عریانی ؟

...

..

.

/ 0 نظر / 16 بازدید